پنجمین شب از هزارداستان روایت اعتماد و بی‌اعتمادی است

به گزارش روابط عمومی شبکه نسیم، در پنجمین شب از مجموعه گفتگو محور هزارداستان احترام برومند مجری سال‌های دور برنامه‌های کودک، مادرانه پای روایت دو جوانی نشست که سال‌ها در سراشیب زندگی به مرز خود ویرانی رسیده بودند تا لحظه¬ای که به زندگی برگشتند.
📌در پنجمین شب از پنجمین فصل هزارداستان احترام برومند میزبان دو مرد جوان بود که اگرچه امروز برای مردم پناه و یاور هستند روزگاری خود طعم تلخ بی‌پناهی را می‌چشیدند.
♦راوی اول بعد از ازدواج زندگی و خوشبختی خود را می‌سوزاند و پا در راهی می‌گذارد که به‌ظاهر بی‌بازگشت است. خط نور را گم می‌کند و در تاریکی می‌ماند. شهر و دیار خودش را ترک می‌کند و بی‌خانمان گاهی زیر پل می‌خوابد گاهی گوشه خیابان، از همه فراری است تا آن‌که روزی به خانه‌ای می‌رسد که دری برای فرار کردن ندارد، او آنجا ماندگار می‌شود و راه بازگشت خودش را پیدا می‌کند.
♦راوی دوم همان مسیر راوی اول را رفته است، او دانشگاه و تحصیل، شهر و دیار را هم ترک می‌کند، گوشه خیابان می‌خوابد و آتش زیر خوشبختی و آینده‌اش می‌کشد. همه راه‌های نرفته را می‌رود تا اینکه او هم به خانه‌ای می‌رسد که دری ندارد که روی او بسته شود. رازهای این خانه و دری که بسته نیست، این جوان را هم پابند خودش می‌کند و داستان بازگشت زندگی آغاز می‌شود.
 


ارسال دیدگاه





ارسال

دیدگاه ها

نمایش همه نظرات